علیعلی، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره
مسیحمسیح، تا این لحظه: 7 سال و 11 ماه و 2 روز سن داره
سارهساره، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره
نی نی وبلاگم.نی نی وبلاگم.، تا این لحظه: 1406 سال و 6 روز سن داره
بابا حسینبابا حسین، تا این لحظه: 1404 سال و 9 ماه و 26 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 1406 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

روزهای زندگی بچه های من

مامان گاهی عصبانی،،، اکثرا مهربون

ال استار

سلاااام بالاخره ساره خانم بعد از چهار پنج بار رفتن کفش فروشی ها و دل دل کردن برای خرید آل استار...و اینکه کفش قبلیش پاره شد و سه روز هم هست که با صندل رفته مدرسه ...عصر تصمیم جدی برا خرید گرفت ...😴پسر ها قرار بود با مترو برن کلاس بدمینتون (بابا ایستگاه مترو سوارشون میکنه) چهارتایی رفتیم با اتوبوس چمران ..قبلش نون خریدن(هر کدوم ۱۵۰هزار تومان😲)علی باکارت خودش خرید ...👏 زمانی که توی اتوبوس بودیم بارون می اومد .. و بعد با مترو اومدیم ...من و ساره زودتر شهدا پیاده شدیم ...اولین مغازه قیمت آل استار را پرسیدیم ... کله ام سوت کشید .. سه هفته قبل کفش آل استار۲۲۰۰تا۲۵۰۰بود(میلیون ) الان ۳۲۰۰شده بود ..واقعا تورم در این حد .. ...
12 آبان 1405

ساره معلم

(این متن با لحن گزارشگری خونده بشه لطفا) ساره امتحانش را زودتر از همه داده ،نمره اش خوب شده و معلم برگه ها را بهش داده تصحیح کنه ...ساره ریز شده تو جواب ها و اعصابش داره به هم میریزه ،،میخاد وجدانی نمره بده 🤕 نمیدونه باید چکار کنه... یکی اصلا جواب نداده و حتی من مادر تعجب میکنم ...مگه میشه مگه داریم ... مگه قدیمه 🧐 برگه ها پخش تخت کرده و یه دستش گوشی و یه دستش خودکار ... و یه مامان که عکس میگیره برا نی نی وبلاگ و اعصاب دختر را به هم میریزه ..🤭 ساره جونم حس خوبیه ...ارشد بودن کلاس 🤩 ...
8 آبان 1405

تخت خواب مسیح

چند وقته که مسیح دلش تخت میخاد و اینکه مثل اون دو تا یه کتابخونه جدا داشته باشه ..اما خونه واقعا جا نداره برا تخت .😖هر بار یه جا برا خودش انتخاب میکرد ..یه بار وسایلش را زیر میز کامپیوتر گذاشت و گفت تختم اینجاست ... امروز که اومدیم بخاری بذاریم مبل ها را که جابه جا کردیم تصمیم شد این مبل بره تو اتاق . بشه تخت مسیح ... اما اگه مهمون اومد چی ؟ پس همینجا تو سالن میذاریمش اما رو به پشت 👇مهمون اگر مامان جون و مادر و اینا بودن طوری نیست اگر دیگران بودن میچرخونیمش🤒فعلا قبول کرد .. پی نوشت ::روز چهارم صبح که از خواب بیدار شدم با این صحنه متوجه شدم👇 گفتم شاید این تخت باعث بشه مسیح کمتر قلت بزنه ...🤭 ...
8 آبان 1405
1